سرگذشت این کودک پنج ساله
بلوغ نیست!
او همان جنین سقط شده ایست
که خون دلم را در دهانش ریختم
میان قنداق پر پیچیدمش
و او
فاسد شد!
تنها تکه گوشتی بی جان بود
خریت خاموش من او را دفن نکرد
و ابلهانه می اندیشیدم
که قنداق پر و خون پر طرفدار من، می رویاندش!
همچون گلدانی خشک
امید به زنده کردنش داشتم!
افسوس که او، مرده بود..
گربه ی سیاه شوم نیست...ما را در سایت گربه ی سیاه شوم نیست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 80