گربه ی سیاه شوم نیست

خرید بک لینک

برای بار اول

آغاز شدم دیروز

آغازی نه از سر اجبار و نخواستن

خواستم باشم و در دقیقه ای موهوم خود را عریان و خونین

یافتم

اشک نریختم

خیره به اقبالی سیاه

خیره به بخل گذر لحظه ها

من دیروز

امروز

و هر زمانی

متولد می شوم

هر آن که امر کنم...!

گربه ی سیاه شوم نیست...

ما را در سایت گربه ی سیاه شوم نیست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: دوشنبه 23 بهمن 1402 ساعت: 15:58

ساختم!از برهوت برخواستم!از بیاباناز خاکاز درداز مرگ!پرواز را به خاطر می آورم!بال های درخشانممثله مثله بودوصله میزنم!از پای تابوتم تا روز عروجتنهامحکمفریاد میزنمبیدار میشوممن!از گرد های بی هوای تنهاییاز اندوه و خشم و سکونانزوا و اعوجاج بی حوصلگیدرمان و علاج و مرحم ساختم!من جمعی از نقیضین بی جوابپر از موج و خروشمو نمی میرمو نباید نشود آنچه که من می خواهم...! گربه ی سیاه شوم نیست...ادامه مطلب

ما را در سایت گربه ی سیاه شوم نیست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: يکشنبه 2 بهمن 1401 ساعت: 0:18

من مرده ام؟از هر چه کادو و تبریک و کیک متنفرم؟قلب بی اختیار و بی عنان!ننگ بر تو که اینگونه بی بال و پرم کردیننگ بر دستانش که برای مچاله کردن پلک هایم سر از پا نشناختند.سرم بریده میان جاده ای سیاهو از رگانم سرب می گذرد!من مرده ام؟!یا که پرواز را آتش زده ام؟امیدواری پاک از دست رفته است.پاهایم،یخ زدهو گربه ی سیاه شوم نیست...ادامه مطلب

ما را در سایت گربه ی سیاه شوم نیست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 67 تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:14

من تشنج میکنم که تو

در آغوشم بگیری

و تو 

میسوزانیم و خاکسترم را لگد مال میکنی

من اشک میریزم که تو

لبخندم را جستجو کنی

و تو

بر قلبم تف میکنی 

من نمیروم که تو

بودنم را ستایش کنی

و تو

ضعف و بی جانی ام را بر سرم میکوبی

حماقت من و بی رحمی تو

دنیای بی شوق و نوری از عشق ساخته است.

باید خاموش شویم

اگر زنده بمانیم!

گربه ی سیاه شوم نیست...

ما را در سایت گربه ی سیاه شوم نیست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:14

سرگذشت این کودک پنج ساله 

بلوغ نیست!

او همان جنین سقط شده ایست

که خون دلم را در دهانش ریختم

میان قنداق پر پیچیدمش

و او

فاسد شد!

تنها تکه گوشتی بی جان بود

خریت خاموش من او را دفن نکرد

و ابلهانه می اندیشیدم

که قنداق پر و خون پر طرفدار من، می رویاندش!

همچون گلدانی خشک

امید به زنده کردنش داشتم!

افسوس که او، مرده بود..

گربه ی سیاه شوم نیست...

ما را در سایت گربه ی سیاه شوم نیست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: پنجشنبه 20 آذر 1399 ساعت: 3:01

صفحه بندی